زازران همراه اخر | ||
قسمت اول: روزی از حسنین هیکل پرسیدند شما مصریان با آن پیشینه ی درخشان فرهنگی چه شد که عرب زبان شدید؛ گفت ما عرب زبان شدیم برای اینکه فردوسی نداشتیم ![]() محمد حسنین هیکل روزنامه نگار و نویسنده مشهور مصری ما هم اگر فردوسی را نمی داشتیم امروز همانند مردمان مصر و سوریه و اردن و فلسطین و عراق و حبشه و بسیاری از مردمان دیگر عرب زبان می شدیم؛ اینها هیچ کدامین شان عرب نبودند؛ زور شمشیر و نداشتن فردوسی ها آنان را عرب زبان کرد؛ اما ما عرب زبان نشدیم نه برای اینکه شمشیری در کار نبود؛ تنها برای اینکه ما فردوسی را داشتیم و دیگران نداشتند جهان کرده ام از سخن چون بهشت ازین بیش تخم سخن کس نکشت
بناهای آباد گردد خراب
زباران و از تابش آفتاب
بسی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند
نمیرم، ازین پس، که من زنده ام
که تخم سخن را پراگنده ام
پروین اعتصامی
![]()
شیخ بهایی
عبید زاکانی قسمت دوم:حدس بزنید.. حدس بزنید چیزی که در عکس هست چیه!؟ جمجمه شکسته شده و توپ نیست!
2.یکم بیشتر دقت کن!!
3.به موتور ربط داره!!
4.فایده نداره انگار !!پس این عکس را ببینید
5 .درسته این یه کلاه ایمنی از نوع فوق ایمنی هست .....
6.وقتی یه اصفهانی ،زازرانی هم باشه!!خلاقیت اقتصادیش تا اینجا ها میرسه... این عکس ها را دوست خوبم اقای س کاظم زاده از کلاه ایمنی شخصی گرفته و برا درج در وبلاگ به من داد...
[ جمعه 89/12/6 ] [ 12:43 صبح ] [ علی یزدانی ]
[ نظرات (12) ]
|
||
[ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |